ترس ـترس :چقدر از ترس می ترسم ٬ چقدر ترس مرا می ترساند٬  چقدر ترسیدن مرا وادار به تحمل کردن این زندگی نکبت بار ونفرت بار می کند.  چقدر ترس مرا ضعیف می خواهد وناتوان!

محبوس ترس شده ام ـواین ترس است که مرا ذره ذره می خورد و متلاشی می کند وزمان زیستن را بر من طولانی می کند وتکرار تحظات خوار شدن را در من جاری ...

ترس گسستن را در من زنده کرده است -وگریز را .

ومرا ناچار به پذیرفتن تمام اتفاق های اجباری و  ادراک تمام حالات کشنده کرده است.

ترس مرا از ارامش می ترساند ـ و ...و از مرگ نیز همین طور !