زن
و شکلی دیگر از انسان پدید آمد ٬ و آنگاه نیاز آغاز شد...!
تولد وتکامل به تنش جان می داد ـ افکار گنگ تازه وحشیانه بودن میل را شدت می داد و سپس تخیل خالی پر می شد اندک اندک از تصاویر احساس سوزان ارتباط و قرابت و نفس برای تداخل اعضاء به تپش افتاد...!
شرم ٬ خیره بودن را تحصیل می کرد آنگاه که چشم های مشتاق قدرت بینایی تنوع وتفاوت را نداشت " آنگاه مهر ٬ خواستن ویکی شدن را حیات بخشید !
وزمانی دیگر عشق تعبیر یافت وهمه ی حالات و اشکال شاد وناشاد را در برگرفت و تناسل آغاز شد...
بدینسان شهوت از نگاه بی شرم در دلی خواب آلوده برای تحلیل رفتن در هم وتحصیل لذت بزرگ سستی بیدار شد... ناتمام!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 19:0 توسط
|