سرآغاز

من دراینجا برانم برخی از نوشته های کوتاه وناتمام خود را منعکس کنم.

نوشته هایی که به ناچار برای گریز از درد وآشفتگی فکر وذهن به وقوع وبه سیاهی

پیوسته اند. سیاه مشق هایی که مرا تسکین نمی دهند بل وسوسه می کنند  

که بیشتر بنویسم شاید روزی بتوانم حرف خود و روح سرگردان وخسته خود را شرح دهم!

از عموم به دورم-ونمی خواهم در اماج افکار ودیدگاه های خود باورانه وخود خواهانه ی انان و

روشنفکران پوشالی قرار گیرم{دوست ندارم مورد هجوم نظرات مضحک انان قرار گیرم}

تنها وتنها برای خودم می نویسم-به خاطر عشقی که درد است قلم در دستم حرکت میکند-

وبه خاطر اینکه احساس می کنم رسالتی به من داده شده است<سروش زوال و درد-سروش انزوا>

این است شاید هستی وهدف بودن من وافریدن این خطوط نوشته ها بر پهنه ی سپید کاغذها.