بودن
اگاهم ـ می دانم که همچنان بودن و نفس کشیدن دیوانگی محض است اما هربار که به تخیل پریشم پناه می برمـ در گوشه هایی از آن در میان تلمباری از افکار گیج کننده و مسموم چیزی حیات دارد "بیدار است و حیات می بخشد» چیزی که یادش برایم اراده ی ماندن است آسایش است رفع خستگی و خوار نپنداشتن ـچیزی سرشار که تنهایی را مملوء از امید می کند.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20:56 توسط
|